سایه روشن توافق نفتی روسیه-آمریکا

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ بیانیه اخیر ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه مبنی بر آمادگی مسکو برای تأمین نیازهای انرژی بازارهای جهانی، ازجمله آمریکا، تنها اعلام آمادگی اقتصادی نیست؛ بلکه سیگنالی است که نشاندهنده چرخش بزرگ در سیاستهای انرژی و امنیت ملی آمریکا در بازه زمانی پیش روست. در حالی که آمریکا به خصوص از سال ۲۰۲۲ تلاش می کند با دو مؤلفه جنگ اوکراین و تحریم انرژی روسیه این کشور را تضعیف کند، انعقاد قرارداد نفتی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا با روسیه برای تأمین انرژی آمریکا نشان می دهد واشنگتن برای خلع انرژی روس ها همواره امیدوار به حفظ آن به وسیله کشورهای خلیح فارس و تنگه هرمز بود.
بستن تنگه هرمز و درگیر شدن کشورهای عربی در جریان جنگ رمضان باعث تغییر نگاه آمریکا به این کشورها شده است
در این میان قطر به عنوان کشور صاحب فناوری تولید سی ان جی جایگزین گاز روسیه به اروپا از سال ۲۰۲۲ نقش پررنگی ایفا می کرد. از این منظر به نظر می آید توافق نفتی آمریکا و روسیه روند موقتی است و تأثیر چندانی در بازار انرژی جهان نخواهد داشت که ترامپ در شرایط کنونی دنبال می کند. در همین زمینه رویترز در گزارشی نوشت: توافق نفتی ترامپ با روسیه برای عرضه ۳۰۰ هزار تن گازوئیل به بازار به کاهش پایدار قیمت سوخت نمیانجامد و تنها جریان محدودی از عرضه را به بازاری میافزاید که با کمبود شدید گازوئیل روبهروست.
طبق این گزارش، حجم عرضه اولیه روسیه معادل حدود ۲.۲۵ میلیون بشکه گازوئیل برآورد میشود؛ رقمی که در مقیاس تقاضای جهانی چندان تعیینکننده نیست.
از این رو نکاتی تحلیل و ارزیابی می شود:
۱ ـ شکست امیدهای کوتاهمدت ترامپ به حاشیه خلیج فارس:
در شرایطی آمریکا میزان تنش با روسیه را در جنگ اوکراین و علیه ایران در جنگ رمضان به شدت افزایش داده است که همواره به تامین انرژی جهان برای پایین نگه داشتن قیمت آن از سوی کشورهای حاشیه خلیج فارس به شدت امیدوار بود. بستن تنگه هرمز و درگیر شدن این کشورها در جریان جنگ رمضان باعث تغییر نگاه آمریکا به این کشورها شده است. نخستین پیام توافق نفتی پوتین- ترامپ، اعتراف ضمنی به یک واقعیت تلخ برای تیم ترامپ است: ناامیدی از ثبات تأمین انرژی از سوی کشورهای حاشیه خلیج فارس.
ترامپ همواره بر سیاست فشار حداکثری و استفاده از قدرت تولید کشورهای عربی برای کنترل قیمتها تأکید داشته است؛ اما با توجه به تنشهای منطقهای و اطمینان نداشتن از همسویی کامل یا توانایی این کشورها در مدیریت بحرانهای ناگهانی، ترامپ در حال انتقال تمرکز خود از تأمینکنندگان پرخطر به سمت تأمینکنندگان جایگزین است.
۲ـ پیشبینی بحران و مدیریت خطر:
سناریوی درگیری ایران و آمریکا
نکته دوم و بسیار حساس، رابطه مستقیم میان تأمین انرژی و احتمال وقوع درگیری نظامی میان ایران و آمریکاست.
از منظر تحلیلگران، اگر آمریکا به دنبال بازگشت به جنگی دیگر در برابر ایران باشد، یکی از بزرگترین کابوسهای راهبردی ترامپ، اختلال در جریان انرژی در تنگههای حیاتی (هرمز و باب المندب) و بهتبع آن، آسیب به سواحل و زیرساختهای کشورهای عربی بر اثر جنگ است. در واقع، آمریکا برای اینکه بتواند در درگیریهای احتمالی با ایران مصون از شوک انرژی عمل کند، به دنبال مقصد مطمئن و جریان پایدار برای تأمین انرژی خود و اروپاست. روسیه، با ظرفیتهای عظیم و برخورداری از کنترل مستقیم بر منابع خود، بهترین گزینه برای این بیمه انرژی به صورت موقت است؛ تا در صورت وقوع تنش در خلیج فارس، امنیت انرژی آمریکا و متحدانش به صورت موقت به وسیله منابع روسی تضمین شود. گرچه تا الان هیچ تضمین و چشم انداز مثبتی برای تحقق عملیاتی توافق نفتی اعلام شده بین پوتین و ترامپ وجود ندارد، ولی ترامپ به دنبال درمان موقت بازار انرژی در داخل آمریکا تا سوم نوامبر است.
تصور کشورهای عربی این بود ترامپ همواره به دنبال رفع مشکل امنیتی این کشورها در جریان جنگ رمضان باشد
۳ـ نگاه ابزاری ترامپ به متحدان منطقهای:
توافق روسیه و آمریکا ماهیت نگاه ترامپ به کشورهای عربی را نیز برملا میکند. برای ترامپ، روابط بینالملل نه بر پایه ارزشهای مشترک یا پیوندهای تاریخی، بلکه بر اساس معاملات سودمند استوار است. در این دیدگاه، کشورهای عربی تنها به عنوان گاوهای شیرده یا ابزارهای تأمین سود اقتصادی نگریسته میشوند.
این تحلیل نشان میدهد اگر کشورها دیگر نتوانند نقشی در حفظ منافع مستقیم آمریکا ایفا کنند یا اگر هزینه همکاری با آنها (به وسیله جنگ یا بیثباتی) از سود حاصل از آنها بیشتر شود، ترامپ بدون درنگ آنها را کنار خواهد گذاشت. ورود روسیه به این عرصه، یعنی ترامپ در حال آزمودن جایگزین راهبردی برای زمانی است که دیگر نیازی به اتکای مطلق به متحدان سنتی خود ندارد.
علاوه بر این، تصور کشورهای عربی این بود ترامپ همواره به دنبال رفع مشکل امنیتی این کشورها در جریان جنگ رمضان باشد. با تغییر رویکرد ترامپ از خلیح فارس به روسیه ولو به صورت موقت، نشان داد نگاه به کشورهای عربی، ماهیت تاکتیکی دارد و این کشورها در راهبرد کلان آمریکا جایگاه ابزاری دارند نه شریک راهبردی.
۴- دور زدن کشورهای اروپایی
بر اساس اخبار منتشر شده، تصمیم ترامپ برای لغو تحریمها علیه صادرات گازوئیل روسیه، اوکراین و دولتهای اروپایی را شوکه کرده و باعث ایجاد بحران جدید آمریکا و متحدان غربی شده است. در نگاه کشورهای اروپایی، لغو تحریم ها روسیه ولو محدود معنایی جز موارد زیر ندارد:
- تقویت مسکو در مقابل اروپا خواهد بود و موجب خواهد شد در آینده روسیه با توان بالا و بدون مشکل مالی، به تقویت رویکردهای نظامی خود بپردازد و به پیروزی در اوکراین امیدوارتر شود.
- لغو تحریم های صادراتی گازوئیل روسیه، بدون هماهنگی و مشورت کشورهای اروپایی اتفاق افتاده است و این رویکرد به معنای کم اهمیت بودن اروپا در نگاه آمریکا در موضوع اوکراین و این در حالی است که اروپا در این زمینه بیشتر هزینه پرداخت کرده است.